اقیانوس چشمانت...
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 15:46
نازنینم چشمانت را ببندآخر این روزها طاقت من کم شدهشاید توان غرق شدندر اقیانوس بیکران چشمانتکار من نباشد ...
چشمانت ...
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 15:46
وقتی فهمیدی نقطه ضعف من چشمان توست...مرا با آن نگاه کردی!
هوای چشمانت ...
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 15:46
هوا برای چه؟همین نگاه کردن به تومرا بس...نفس می کشم در هوای چشمانت ...
مانند سوزاندن یک کبریت ...
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 17:36
خانه هاهمراه با صاحب خانهبه آتش کشیده می شونداَشقیای بودایی ثابت کردندکشتنبه راحتی سوزاندن یک کبریت استو عاشورا همچنان تکرار می شود ...
آسمان پر از ابر ...
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 6:25
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ستاد تو کجاست؟
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 14:26
راستش را بگو کجای این شهر ستاد انتخاباتی زدی؟ می خواهم آنقدر جلوی آن بایستم تا از تو پُر شوم ...
ترس از مناظره...
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 17:52
اونی کهمثل سگ از آمریکا میترسه به بقیه پیشنهاد ترسیدن میده ...
امنیت مرزها...
-
تاریخ: 1396/2/19 ساعت: 17:52
امیدوارم الان دیگه فهمیده باشند امنیت مرزها با برجام حفظ نمیشه امنیت با جان فرزندان مون حفظ میشه...
گلدان ...
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
تو کار خانه را انجام می دهی و منزنانگی ات را تماشا می کنم ...وتنها یک گلدان بین ماستپس چرا من دو گل می بینم ...!؟
عشق خلاصه همه چیز ...
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
این روزهابیشتر به این پی می برمکهدرس و مشق! همه وقت گیرند ...و همه چی در عشقخلاصه می شود و بس ... :)
نام زیبای تو ...
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
صفحه صفحه ذهنم را ورق میزدمتا رسیدم به نام زیبایتخواستم ورق را پاره کنماما نشدچکنم که نام تو آنجا حک شده بوددلم نیامد!
به هم نمیرسیم ...
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
قسمت اینهمن و تو به هم نخواهیم رسید!درست مثل کوه هاکه هیچوقت بهم نمی رسند ...
قطره اشک ...
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
کاشدنیا رو سیل بگیرهاما قطره اشکیاز چشم کسی سرازیر نشه ...
تو نباشی ...
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
زندگیمثل یک خواب می مونهخوابوقتی به کابوس تبدیل میشهکه تونباشی ...
سوختند ...
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
مردانی بی ادعااین چند روز سوختندتا دیگران،نسوزند ...
دل را چه کنم؟
-
تاریخ: 1395/12/6 ساعت: 16:44
نمی شود که نمی شود!مگر می شود او را ندید وقتی همه جا از او پر شده؟اصلا من خود را به نخواستن بزنم ...چشم هایم را وادار به ندیدن کنم ...دل را چه کنم؟!تو بگو راهی هست؟!
افسوس گذشته ...
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 2:50
تا اسم گذشته میادیاد گرفتیم افسوس بخوریم!کاشکمی همدرس گرفتن را یاد بگیریم ...
ذهنم در هیئت و ...
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 21:10
بی خود نبود که این روزها کم تر نوشتم ...گمانم کلمات ذهنم در هیئت عزای تو جا مانده بودندیا حسین ع
خبری از اشک نیست ...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 21:17
هر چه سعی کرد بین روضهخبری از اشک نبود ...راستی!پرحرفی های لهو و بیهودهقبل روضهبرای چه بود...؟!
بهار نوکری ...
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 7:49
آقای من ...پاییز استدرست!امامحرم ، بهار نوکری من است ...